آرامش زندگی سهم من و توست از این دنیا.... یک کولبار خاطر از دیار آشنای خود و با قطار خیالی خود مسافر گذر زمانم..... هیچ کس نمیداند که شاید آرمشی بی نهایت در این دنیا نهفته است که کمتر کسی طمع شیرین آن را میچشد.. . به راستی اگر قلم نبود چگونه احساس به قلب یک خسته نفوذ میکرد... اگر طلعلع خورشید پر فروغ نبود چگونه خود را با خستگی روز قبل خود را آرام میکردیم..... و اگر ماه نبود چگونه با شور ذوق زیر مهتاب به خواب میرفتیم.
به شکرانه ی زندگی من باز سوار قطار خیالی خود میشود و به گذر این زندگی مینگرم که باشد چشممان به سبز جنگل به آبی دریا و آسمان به زرد خورشید و به سفید ابر ها باز شود و پرده ی دیگر از زندگی باید کشید.
تغییر...
ما را در سایت تغییر دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 81
تاريخ: يکشنبه
12 اسفند
1397 ساعت: 14:22